تبلیغات
پایگاه امام حسن علیه السلام - مسوولیت‏هاى امام حسن (ع) در دوران پدر
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
آخرین مطالب
» مردی با سیمای انبیا و شكوه پادشاهان
» نگاهی کوتاه به زندگی امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)
» شعر امام حسن (ع) كه چشم وصال را بینا كرد
» آیا مختار به امام حسن(ع) خیانت کرد؟
» حُسن حَسَن(ع) ؛ گمشده دوران ما
» امام حسن (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
» امام مجتبی علیه السلام و خشمی که فرو نبرد!
» آیا مختار به امام حسن(ع) خیانت کرد؟
» حُسن حَسَن(ع) ؛ گمشده دوران ما
» صلح، مناسب ترین راهبرد امام مجتبی(ع) برای حفظ و ماندگاری دین(4)
» صلح، مناسب ترین راهبرد امام مجتبی(ع) برای حفظ و ماندگاری دین(3)
» صلح، مناسب ترین راهبرد امام مجتبی (ع) برای حفظ ماندگاری دین(2)
» احادیث اخلاقی امام حسن (علیه السلام)
» صلح، مناسب ترین راهبرد امام مجتبی(ع) برای حفظ و ماندگاری دین(1)
» شعر امام حسن (ع) كه چشم وصال را بینا كرد
» بنویس برای تاریخ...
» سردار مظلوم عشق
» جواب شش سوال مبهم از امام حسن مجتبی ع
» امامت امام حسن مجتبى ‏علیه ‏السلام در لابه لای متون
» شبیه‌ترین به پیامبر درصورت و سیرت
» قطره ای از صبر و کرامت امام حسن مجتبی(ع)
» روایت شجاعت و کیاست امام حسن مجتبی (ع)
» مهارت های ارتباطی امام حسن(علیه السلام)
» داستان های کوتاه درباره امام حسن (علیه السلام)
» احادیث اخلاقی امام حسن (علیه السلام)
» نگاهی کوتاه به زندگی امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)
» کارنامه ده ساله امام مجتبی علیه السلام در مدینه منوره
» امام حسن (ع)
» آسمان در زمین
» نقطه پرگار درماندگان
درباره ما
مظهر حسن خداوند، سراپاست حَسن
حُسن را آینه در صورت و معناست، حَسن
دومین رهبر اسلام، پس از خت م رسل
بعد مولا همه را سیّد و مولاست حَسن
مظهر صلح و صفا، دشمن سازش با ظلم
سبط اكبر، بخدا آیت كبری ست حَسن
یوسف فاطمه و آل رسول ست بنام
صاحب صورت و هم سیرت زیباست حسن
نشناسیم بحق مرتبه شوكت او
درك ما قطره و، در مرتبه دریاست حسن
دیده گریانِ غمش، روز جزا دلشادست
مایه روشنی چشم و دل ماست، حسن
می دهد مادر او مزد عزاداری ما
هر چه باشد پسر ارشد زهراست حسن
بود مظلوم نه تنها به حیات و به ممات
بلكه مظلوم ترین رهبر دنیاست حسن
می توان دید ز ویرانی قبرش به بقیع
تا كجا صابر و مظلوم و شكیباست حسن
كه شنیدست تن كشته ببندند به تیر
زین حقیت سند زنده و گویاست حسن
همدم و همنفس، قاتل جانش گردید
آن زمان دید كه بی یاور و تنهاست حسن
یاد یك لحظه اش از دل همه شادی ببرد
قبر ویرانه اش از بس كه غم افزاست حسن
دل بسوزاند اگر یاد لب خشك حسین
غربتش، عامل سوزاندن دلهاست، حسن
آنكه یك لحظه امید خوشی از دهر نداشت
وارث درد و غم اُمّ ابیهاست حسن
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط رحمان نجفی در پنجشنبه 2 خرداد 1392 و ساعت 01:55 ب.ظ | نظرات()
نویسنده: محمدجواد طبسى




آغاز:

امام حسن(علیه السّلام) در طول سى و هفت‏سالى كه در كنار پدر زیست نه فقطفرزندى مطیع و امام شناس بود، بلكه همواره بازوى نیرومند،یاورى صدیق، مسئولى امین و با تجربه و سربازى عاشق و فداكاربراى امیرمومنان به حساب مى‏آمد. وى با شناخت كاملى كه از پدرداشت، خود را وقف خدمت‏به امیرالمؤمنین كرده بود.
روزى بازوى نظامى پدر مى‏شود و به فرمانش به طرف كوفه روانه‏مى‏شود تا مردم آن سامان را از توطئه شوم دشمنان اسلام آگاهى دهدو آنها را جهت مقابله با پیمان شكنان و ناكثان بسیج كند.
روزدیگر بازوى سیاسى امام مى‏شود و در جریانات سیاسى دوران عثمان‏وارد صحنه مى‏شود و او را نسبت‏به وضع ناهنجار دستگاه خلافتش وكثرت انحرافات آگاه مى‏سازد و یا در مسئله حكمیت‏به دستور آن‏حضرت و با بیانات شیوا و دلنشین، اعلام موضع مى‏نماید و دست‏به‏افشاگرى مى‏زند.
آن حضرت در سمت قضاوت و دیگر مسوولیت‏ها به كمك و یارى پدرمى‏شتابد. این نوشتار كوتاه اگر چه بیان كننده بخشى ازمسوولیت‏ها و ماموریت‏هاى امام حسن(علیه السّلام) در دوران پدر مى‏باشد، اماباید اعتراف كرد كه بدون شك در این سى و هفت‏سال خدمات آن حضرت‏در قالب ماموریت از طرف امیرمومنان بیش از اینها بوده است ولى‏ما برآن‏ها دست نیافته‏ایم و یا فاقد ارزش تاریخى بوده‏اند.
اما مسوولیت‏هاى ثبت‏شده در تاریخ به قرار زیر است:

1- نماینده امام على(علیه السّلام)به سوى عثمان

انحرافات و كج‏روى‏هاى آشكار كارگزاران عثمان عرصه را بر تمام‏مسلمانان آگاه و بیدار، به ویژه صحابه رسول الله(علیه السّلام)تنگ كرده‏بود. ابن عبد ربه اندلسى مى‏نویسد:
در زمان خلافت عثمان كارهاى خلاف زیاد صورت مى‏گرفت. بدین جهت‏هرگاه فرد یا افرادى به حضور على(علیه السّلام)مى‏آمدند و از كارهاى عثمان‏شكایت مى‏نمودند، على(علیه السّلام) پسرش، حسن(علیه السّلام)را نزد عثمان مى‏فرستاد تاشكایت مردم را به او گوشزد كند. این موضوع بسیار تكرار شد، تااین كه روزى عثمان به حسن(علیه السّلام)گفت: پدرت تصور مى‏كند كه احدى‏آگاهى ندارد ولى ما به آنچه انجام مى‏دهیم آگاه هستیم. بنابراین‏از مادست‏بردار.
پس از این گفتگو دیگر حضرت على(علیه السّلام)پسرش امام‏حسن(علیه السّلام)را نزد عثمان نفرستاد.

2- پاسخ به سوالات مذهبى مردم

از دیگر مسوولیت‏هاى مهم امام حسن(علیه السّلام)در زمان پدر، پاسخگویى به‏پرسشهاى مهم مردم بود. حضرت امیرمومنان(علیه السّلام) بارها پاسخ بدین‏پرسشها را به امام حسن(علیه السّلام)ارجاع داده بود. گاهى مردم پس ازدریافت پاسخ از امام حسن(علیه السّلام)به نزد امام على(علیه السّلام) مى‏رفتند و ازحضرت پاسخ همان سؤال را مى‏خواستند كه حضرت به آنان مى‏فرمود: اگر از من هم مى‏پرسیدید بیش از این جوابى دریافت نمى‏كردید.
در دوران خلافت ابوبكر یك نفر اعرابى نزد او آمد و گفت: من درحال احرام حج‏به تخم شتر مرغ دست‏یافتم و آن را خوردم. چه‏كفاره‏اى برمن واجب است؟ ابوبكر كه نتوانست جواب دهد، او را به‏نزد عمر فرستاد. او هم كه از جواب عاجز مانده بود، اعرابى رابه نزد عبدالرحمن بن عوف راهنمایى كرد. عبدالرحمن نیز كه درمانده شده بود، به اعرابى گفت كه نزد على(علیه السّلام)برود. مرد اعرابى‏نزد على(علیه السّلام)آمد.
حضرت به حسنین علیهما السلام اشاره كرد و فرمود: مسئله خود را از هركدام از این دو كودك مى‏خواهى بپرس. اعرابى‏سؤال خود را مطرح كرد و امام حسن(علیه السّلام)در محضر امیرمومنان بدان‏پاسخ گفت.
روزى حضرت على(علیه السّلام)در «رحبه‏» بودند كه مردى به حضورش آمد وعرضه داشت: من از رعایاى شما هستم. حضرت فرمود: خیر. هرگز ازرعایاى من نیستى، بلكه تو پیك پادشاه روم هستى؛ از معاویه‏سوالاتى كرده‏اى و او درمانده و عاجز شده است. بدین جهت تو راجهت دریافت پاسخ‏هاى آن به نزد ما فرستاده است.
آنگاه حضرت به او فرمود: از یكى از دو فرزندم بپرس. او گفت: از فرزندت حسن(علیه السّلام) مى‏پرسم. امام حسن(علیه السّلام)رو به او كرد و فرمود: آمده‏اى كه بپرسى: فاصله بین حق و باطل چه مقدار است؟ همچنین‏آمده‏اى كه بپرسى: چقدر فاصله است‏بین آسمان و زمین؟ میان مشرق‏و مغرب چه اندازه فاصله است؟ قوس و قزح چیست؟ كدام چشمه و چاه‏است كه ارواح مشركان در آنجا جمع هستند؟ ارواح مومنان در كجاجمع مى‏شوند؟ خنثى كیست؟ كدام ده چیز است كه هریك سخت‏تر ازدیگرى است؟
عرض كرد: یابن رسول الله! آرى. پرسش‏هاى من همین است كه بیان‏داشتید. سپس امام حسن(علیه السّلام)به یك یك پرسش‏هاى اوپاسخ داد. مردشامى به امام حسن(علیه السّلام)گفت: گواهى مى‏دهم كه توفرزند رسول خدایى و همانا على‏بن ابى‏طالب(علیه السّلام)براى خلافت وجانشسینى رسول خدا از معاویه سزاوارتر است...

3- خواندن دعاى باران به دستورامیرمومنان(علیه السّلام)

گروهى نزد على(علیه السّلام)آمده، از كمبود باران شكایت كردند. آن حضرت‏فرزند برومندش، امام حسن(علیه السّلام)را فراخواند و به وى فرمود: خداى رااز بهر استسقاء بخوان. امام حسن(علیه السّلام)به دنبال فرمان پدر، دست‏به‏دعا برداشته، فرمود: «اللهم هیج لنا السحاب بفتح الابواب بماءعباب‏» ؛
خدایا! ابرها را به حركت درآور و با بازكردن درب‏هاى آسمان،آب و باران فراوانى بر ما فرست.
سپس امام حسن(علیه السّلام)دعاى استسقا را جهت آمدن باران قرائت كرد.
امام حسین(علیه السّلام)نیز به دستور پدر به دعاى استسقاء پرداخت: «اللهم معطى الخیرات. ..» ؛ خدایا! اى كسى كه خیرات و بركات‏را به بندگان عطا مى‏كنى.
هنوز دعا پایان نگرفته بود كه باران تندى شروع به باریدن‏كرد.
به سلمان گفتند: اى اباعبدالله! این دعا به آن‏ها یاد داده‏شده بود. او در پاسخ گفت: واى برشما! مگر نشنیده‏اید حدیث رسول‏خدا را كه مى‏فرماید: خداوند مصالح حكمت را بر زبان اهل‏بیت من‏جارى ساخته است.

4- بسیج مردم كوفه

امام حسن(علیه السّلام)از طرف امام على(علیه السّلام)مامور شد تا جهت آگاه ساختن‏مردم كوفه از توطئه‏هاى شوم دشمنان و بسیج مردم براى یارى‏على(علیه السّلام)به همراه عماربن‏یاسر و قیس به كوفه برود.
امام حسن(علیه السّلام)در كوفه چنین گفت: اى مردم! به دعوت امام و امیر خود پاسخ مثبت دهید و به كمك‏برادران مجاهد خود علیه شورشگران داخلى حركت كنید... سوگند به‏خدا، خردمندان او را یارى نمایند. درس عبرتى براى آیندگان‏نزدیك و دور خواهد شد. عاقبت نیكى خواهید داشت. پس به دعوت ماپاسخ دهید و ما را برآن‏چه ما و شما بدان مبتلا و دچار گشته‏ایم‏یارى نمائید.
همانا امیرمومنان(علیه السّلام)فرمود: من به سوى ناكثین حركت‏كردم تا آنان را به جاى خود نشانم. در این حال از دو صورت خارج‏ نیست؛ من یا ظالم و ستمگرم و یا مظلوم و و ستمدیده. مردم، ازخدا مى‏خواهم مردى را برساند كه جویاى قیقت‏باشد وحق خدا را درنظر بگیرد، چنان‏چه من مظلوم و ستمدیده هستم یارى‏ام كند و اگرستم مى‏كنم، ممانعت و جلوگیرى نمایید.
سوگند به خدا! طلحه وزبیر از اولین كسانى بودندكه با من بیعت كردند و از اولین‏افرادى بودند كه پیمان شكستند و خدعه نمودند. آیا از بیت المال‏چیزى را به خود اختصاص داده‏ام و یا حكمى را دگرگون كرده‏ام؟! پس‏حركت كنید به سوى آنان و امر به معروف و نهى از منكر نمایید.
كارشكنى‏هاى ابوموسى اشعرى عقیم ماند و امام حسن(علیه السّلام)توانست‏حدود دوازده هزار نفر از جنگجویان كوفه را جهت پیوستن به سپاه‏على(علیه السّلام)به سوى بصره گسیل دارد.

5- تبیین سیاست امام على(علیه السّلام)درباره حكمیت

پس از پایان گرفتن جریان حكمیت توسط ابوموسى اشعرى و عمروبن‏عاص، و خیانت آشكار آنها به اسلام و مسلمانان، بسیارى از مردم‏لب به اعتراض گشودند كه چرا امام على(علیه السّلام)بعضى از بستگان خود رامامور مذاكره و تكلم نكرد؟
با این كه مردم كوفه بر خلاف نظر امام‏على(علیه السّلام)، ابوموسى اشعرى‏را جهت مذاكره و حكمیت پیشنهاد كرده و بر این امر اصرار ورزیده‏بودند؛ حضرت على(علیه السّلام)براى پایان دادن به اختلافات، به امام‏حسن(علیه السّلام)دستور داد تا درباره ابوموسى و عمروبن عاص و اشتباهاتشان‏سخن گوید.
اندلیسى مى‏نویسد: روزى على(علیه السّلام)در مسجد كوفه بالاى منبر سخن مى‏گفت. متوجه فرزندش‏حسن(علیه السّلام)شد و به او فرمود: برخیز و درباره این دو نفر سخن بگو. امام حسن(علیه السّلام)برخاست و پس از حمد و ثناى خدا، فرمود:
اى مردم! شما در مورد این دو نفر(ابوموسى و عمروبن‏عاص)مذاكره كردید(و به توافق رسیدید.)و ما آنها را به مجلس‏مذاكره فرستادیم. براین اساس كه مطابق قرآن، نه مطابق هوس‏هاى‏نفسانى داورى كنند ولى آنها مطابق هوس‏هاى نفسانى، نه مطابق‏قرآن داورى كردند و وقتى كه مذاكره این گونه باشد، حاكم نخواهدبود. بلكه محكوم است. ابوموسى در آنجا كه حكمیت را براى‏عبدالله بن عمر قرار داد، به خطا رفت. ابوموسى از سه جهت‏خطاكرد:
1- عبدالله با پدرش عمر مخالفت نمود، زیرا عمر او را براى‏خلافت نپسندید و او را جزو شوراى شش نفره قرار نداد.
2- عبدالله رهبرى و حاكمیت را براى خود طلب نكرد.
3- مهاجران و انصار كه مقام زمامدارى را تشكیل مى‏دهند، براى‏امارت او اتفاق نظر ننمودند.
در مورد اصل مسئله حكمیت(وكالت دادن به شخصى براى داورى)رسول‏اكرم(ص)در جریان یهودیان بنى قریظه، سعد بن معاذ را منصوب نمودتا درباره آنها داورى كند و او نیز حكمى كرد كه خداوند به آن‏راضى شد و شكى در این جهت نیست، زیرا اگر حكم كردن سعد بن معاذخلاف بود، پیامبر(ص)به آن راضى نمى‏شد.

6- عهده‏دارى امامت جمعه

یكى دیگر از مسئولیت‏هاى مهم امام حسن(علیه السّلام)كه در زمان پدر به وى‏واگذار شده بود، اقامه نماز جمعه بود. مسعودى مى‏نویسد: آنگاه‏كه عذرى مانند بیمارى براى امیرمومنان پیش مى‏آمد و نمى‏توانست‏براى اقامه نماز جمعه در مسجدكوفه حضور یابد، فرزند برومندش رابه این امر مهم مى‏گمارد.
امام حسن(علیه السّلام)در یكى از خطبه‏هاى نماز جمعه درمسجد كوفه، چنین‏فرمود: همانا خداوند سبحان مبعوث ننمود پیامبرى را مگر این كه‏بعد از او، خلیفه و جانشینى را تعیین كرد و یا گروه و یاخاندانى را.
پس قسم به آن كس كه محمد(ص)را به پیامبرى برگزید،هیچ كس در حق مااهل‏بیت كوتاهى نخواهد كرد، مگر این كه خداوندسبحان اعمال او را ناقص خواهدگذاشت و هیچ دولتى بر ضد ماحاكمیت پیدانخواهد كرد، مگر آن كه عاقبت از آن ما خواهد شد ومتجاوزان به حق ما پس از چند صباحى، سزاى عمل خود را خواهنددید و به مكافات آن خواهند رسید.

7- دستیارى امیرمومنان(علیه السّلام)در قضاوت

حضرت على(علیه السّلام)در برخى رویدادها از امام حسن(علیه السّلام)مى‏خواست قضاوت‏كند. امیرمومنان(علیه السّلام)از فرزندش خواست تا در باره مردى كه چاقو دردست داشت و در خرابه‏اى كنار كشته‏اى دستگیرش كرده بودند، قضاوت‏كند. اینك تمام ماجرا:
امام صادق(علیه السّلام)فرمود: در دوران حاكمیت امیرالمؤمنین(علیه السّلام)مردى راجهت دادخواهى به محضر آن حضرت آوردند. آن مرد را در خرابه‏اى‏یافته بودند در حالى كه چاقویى خون آلود در دست داشت و بالاى سرمقتول كه به خون خویش مى‏غلتید. ایستاده بود. حضرت پرسید: اى‏مرد! در این مورد چه مى‏گویى؟
متهم پاسخ داد: اى امیرمومنان! اتهامم را مى‏پذیرم. على(علیه السّلام)دستور داد او را ببرند و به جاى مقتول قصاص كنند. در این‏هنگام مردى با عجله و شتاب خود را نزد حضرت رساند و فریاد زد: او را باز گردانید، به خدا سوگند، او جرمى ندارد. من قاتلم!
امیرمومنان از متهم پرسید: چه چیز تو را وادار كرد كه اتهام‏قتل را بپذیرى و حال آن كه او را نكشته‏اى؟
مرد پاسخ داد: وضعیت‏به گونه‏اى بود كه نمى‏توانستم كمترین دفاعى از خود كنم؛ زیراچند نفر مرا درحالى كه كارد خونین در دست داشتم و بالاى سرمقتول‏ایستاده بودم، دیدند و دستگیرم كردند. من در كنار خرابه مشغول‏ذبح گوسفند بودم. وقتى آن را سربریدم نیاز به قضاى حاجت پیداكردم. از این رو، داخل‏خرابه شدم كه ناگهان دیدم مردى در خون‏خود مى‏غلتد. به شدت ترسیده بودم. در حالى كه چاقوى خون آلود دردستم بود، چند نفر وارد شدند و مرا بازداشت نمودند.
على(علیه السّلام)دستور داد آن دو را نزد فرزندش، حسن(علیه السّلام)ببرند و داستان‏را براى او بیان كنند و حكم الهى را بپرسند. آنان را نزدامام‏مجتبى(علیه السّلام)بردند. آن حضرت پس از شنیدن سخنان آنها چنین قضاوت‏نمود:
قاتل واقعى با اقرار و صداقتش جان متهم را نجات‏داد و با این‏كارش، گویى بشریت را نجات داده است، خداوند سبحان فرمود: (...ومن احیاها فكانما احیاالناس جمیعا)...؛ هركس انسانى را از مرگ‏رهایى بخشد چنان است كه گویى همه مردم را زنده كرده است.
بنابراین آن دو را آزاد كنید و دیه مقتول را از بیت المال‏پرداخت نمایید.

8- فرماندهى گروه ده هزارنفرى

در پى خیانت آشكار معاویه و هوادارانش پس از ماجراى حكمیت،امیرمومنان(علیه السّلام)در اواخر عمرش برآن شد تا جنگ بامعاویه را از سربگیرد.
بدین جهت‏با بسیج كردن مجدد نیروهاى رزمنده، امام‏حسن(علیه السّلام)را به فرماندهى ده هزار نفرمنصوب كرد تا آنها به سوى‏جبهه صفین روانه شوند. مردم گروه گروه به این سپاه پیوستند.
صد هزار شمشیر جمع شد و آماده حركت‏شد. در این هنگام بود كه ابن‏ملجم ملعون بر فرق مقدس امام على(علیه السّلام)ضربت زد و آن ضربت‏به شهادت‏آن حضرت منجر شد و آن سپاه با عظمت مانند گله گوسفندى كه چوپان‏خود را از دست داده باشداز هم گسیخت.

9- سرپرستى موقوفات و صدقات

از دیگر مسوولیت‏هاى امام حسن(علیه السّلام)، تولیت موقوفات امام‏على(علیه السّلام)بود. امام على(علیه السّلام) در اواخر عمر خویش طى حكمى همه موقوفات‏خویش را به امام حسن(علیه السّلام)واگذار كرد.
این موقوفات دو بخش بود: برخى موقوفات خود امام على(علیه السّلام)بودنداز قبیل چاه، چشمه، نخل و دیگر چیزهایى كه امیرمومنان آنها رااحداث و وقف گردانیده بود؛ برخى همان موقوفات پیامبر(ص)وفاطمه(س)بود كه تولیتش به عهده حضرت على(علیه السّلام)بود كه مجموع آنهاعبارت بود از: چشمه ینبع و وادى احمر، القصیبه، منطقه ینبع،یبیغات، صحراى رعیه، عین حسن، دیمه، اذنیه، ام‏العیال، حیطان‏سبعه(دلال، عواف، برقه، میثب، حسنى، صافیه، مشربه‏ام‏ابراهیم)وفدك.
امام على(علیه السّلام)در فرمانى به امام حسن(علیه السّلام)به وى چنین مى‏فرماید:
«این است آنچه را كه بنده خدا، على‏بن ابى‏طالب، پیشواى‏مؤمنین درباره دارایى خود به آن فرمان داده براى به دست آوردن‏رضا و خشنودى خدا كه به سبب آن مرا به بهشت داخل نماید و براثر آن، آسودگى آخرت را به من عطا فرماید... و پس از من، حسن‏بن على سفارش مرا انجام مى‏دهد. وصى من است از مال و داراییم به‏طور شایسته صرف مى‏كند و به مستحقین و سزاواران مى‏بخشد و اگربراى حسن پیشامدى نمود حسین زنده است. وصى من بعد از حسن، اوست‏و سفارشم را مانند او انجام مى‏دهد....
و شرط مى‏كند با آن كه‏تصدى این مال را به او داده، این كه این مال را به همان طورى‏كه هست، باقى بگذارد و میوه آن را در آنچه به آن مامور گشته ورهنمود شده است، صرف نماید و شرط مى‏كند كه نهالى از زاده‏هاى‏درخت‏خرماى این ده‏ها را نفروشد...»

10- ایراد سخن به دستور پدر

روزى امام على(علیه السّلام)به امام حسن(علیه السّلام)فرمود: برخیز و سخنرانى كن تاگفتارت را بشنوم. امام حسن(علیه السّلام)عرض كرد: پدرجان! چگونه سخنرانى‏كنم با این كه رو به روى تو هستم و از شما شرم دارم.
امام(علیه السّلام)سپس خود را مخفى نمود به طورى كه صداى حسن(علیه السّلام)رامى‏شنید. امام حسن(علیه السّلام) برخاست و خطابه خود را شروع كرد و پس ازحمد و ثناى الهى فرمود: «اما بعد فان علیا باب من دخله كان‏مومنا و من خرج منه كان كافرا اقولى قولى هذا و استغفرالله‏العظیم لى و لكم‏» ؛ بدون شك على، درى(از علم و كمال)است كه‏اگر كسى وارد آن در شود، مؤمن است و كسى كه از آن خارج گردد،كافر است.
من این سخن رامى گویم(و به آن معتقدم)و از براى خودو شما ازدرگاه خداى بزرگ طلب آمرزش مى‏كنم.
در این هنگام امام على(علیه السّلام)برخاست و بین دو چشم حسن(علیه السّلام)را بوسیدو سپس فرمود: «ذریه‏بعضها من بعض والله سمیع علیم‏» ؛ آنهافرزندان و دودمانى بودند كه بعضى از بعضى دیگر گرفته شده بودندو خداوند شنوا و داناست.
برگرفته از : ماهنامه كوثر شماره 39
منبع : http://www.aviny.com



برچسب‌ها: مقالات ،


جمعه 18 فروردین 1396 01:53 ب.ظ
I do not even know the way I stopped up here, however I thought this submit was once good.
I don't know who you might be but certainly you are going to a well-known blogger should you
aren't already. Cheers!
شنبه 12 فروردین 1396 12:30 ب.ظ
fantastic post, very informative. I wonder why the opposite experts of this sector don't understand this.

You must proceed your writing. I am sure, you have a huge readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







دیگر امکانات